جوانان ایرانی به شدت دنبال تعیین سرنوشت سیاسی خود هستند
[ گفت و گو با جیمز لانگلی ]


"جیمز لانگلی"که برای ساختن مستندی درباره ی دبیرستانی روستایی در مازندران بسر می برد، در گفت و گو با نشریه ی"سیاتل تایمز" از دلایل حضور خود در ایران و تجربه های تازه اش می گوید. مستندساز نامزد اسکار و خالق فیلم های"نوار غزه"و"عراق تکه تکه شده"در گفت و گوی مکتوب خود با"اریک لاسیتیس"خبرنگار روزنامه ی سیاتل تایمز قرار گرفتن در متن ماجراها و درک مستقیم حقایق را دلایل اصلی خود از سفر به ایران ذکر می کند و می گوید دوست ندارد حقیقت را از زبان دیگران بشنود. لانگلی چهارم ژانویه 1972 در اورگون آمریکا به دنیا آمد و سال 1994 برای کارگردانی مستند"پرتره پسری با سگ"برنده ی اسکار دانشجویی شد. او برای ساختن مستند نامزد اسکار"عراق تکه تکه شده"دو سال در عراق پس از جنگ زندگی کرد و سال 2007 به عضویت آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا درآمد. لانگلی دو سال در یک شهر صنعتی در شمال سیبری زندگی کرده و به زبان روسی کاملا تسلط دارد. او در جریان انتفاضه دوم حدود 100 روز در غزه بود و مستند"نوار غزه"را در آن دوران ساخت. دیگر فیلم او مستند 21 دقیقه ای"مادر ساری"است که سال 2008 نامزد اسکار بهترین مستند کوتاه شد.
"عراق تکه تکه شده"هوگو طلایی جشنواره ی فیلم شیکاگو، جایزه ی داوران جشنواره مستند فول فریم، جایزه ی بهترین مستند جوایز گاتام و سه جایزه ی بهترین فیلمبرداری، تدوین و کارگردانی از جشنواره ی ساندنس برده و"مادر ساری"هم جایزه ی بهترین مستند کوتاه جشنواره ی سان فرانسیسکو را برای لانگلی به ارمغان آورده است.

چه شد به ایران رفتید؟
دوست دارم خودم در جریان اتفاق هایی قرار بگیرم که در دنیا می افتد و قضاوتم را بر اساس تجربه ی مستقیم بنا کنم. سفر و زندگی در کشورها و مناطقی چون روسیه، عراق، نوار غزه و ایران به من اجازه می دهد از نزدیک شاهد برخی مسائل جهان باشم و فیلم ساختن هم باعث می شود تجربه هایم را با روشی آسان با دیگران قسمت کنم. از دوران کودکی وقتی درباره ی ایران در دایره المعارف قدیمی مادرم درباره ی این کشور خواندم، دوست داشتم به ایران سفر کنم و امروز این جا هستم.
نخستین بار کی به ایران رفتید و مهم ترین تغییری که نسبت به ذهنیت خود در آن یافتید چه بود؟
فکر می کنم مهم ترین تغییری که از زمان نخستین حضور من در سال 2007 در ایران تا امروز رخ داده، احیای علاقه ی مشارکت جوانان ایرانی در زندگی سیاسی کشورشان بوده است. در همان نگاه اول احساس کردم ایرانی ها بیشتر به زندگی شخصی شان علاقه دارند تا زندگی عمومی. اما در آستانه ی انتخابات این نگاه تغییر کرد و جوانان به شدت به تعیین سرنوشت سیاسی خود علاقه نشان دادند.
بیشترین و مهم ترین سوءبرداشت دوستان آمریکایی شما از ایران و مردم آن چیست؟ کدام تعریف شما از ایران آنها را شگفت زده تر می کند؟
بسیاری از آمریکایی ها احتمالا از دیدن زندگی روزانه ایرانی ها شگفت زده می شوند. جدا از نوع پوشش مردم و نشانه هایی که به شما یادآوری می کند در ایران هستید، زندگی در این جا هیچ تفاوتی با دیگر کشورها ندارد. سوءتفاهم نوع نگاه ایرانی ها به غرب هم به هیچ وجه درست نیست. ضمن این که بعید است شما مردمی گرمتر، میهمان نوازتر و با دست پختی بهتر از ایرانی ها پیدا کنید. تمایل مردم ایران به داشتن رابطه ی خوب با سایر نقاط دنیا هم مثال زدنی است.
کی به تهران رسیدید و موضوع فیلمی که می سازید درباره چیست؟
نخستین بار فوریه 2007 به ایران آمدم و یکسال این جا زندگی کردم. در سفر اخیر از اکتبر 2008 به ایران آمدم و تمام این مدت را کم و بیش این جا بودم. دارم درباره ی دبیرستانی در روستای پل مازندران در حاشیه ی خزر فیلم می سازم. در جریان انتخابات اجازه گرفتم انتخابات را در تهران و پل به تصویر بکشم. روز جمعه آغاز رای گیری را در پل فیلمبرداری کردم و بعد برای ادامه ی کار به تهران آمدم و عصر روز انتخابات را در تهران پشت سر گذاشتم.

 

منبع: روزنامه اعتماد ملی | تاريخ: 1388/04/01
 | فهرست مطالب ابتدای صفحه | 
به گروه فيس بوک ما بپيونديد