سفارش می گیرم، اما حرف خودم را می زنم
[ گفت و گو با مهرداد اسکویی؛ درباره ی مستندی که 2 میلیارد نفر بیننده داشت ]

علی نعیمی

 

در میانه ی بهمن ماه مستندی درباره ی فرهنگ ایران از شبکه BBC پخش شد که دو میلیارد نفر بیننده داشت. از این تعداد، 88 درصد به این فیلم مستند رای به رضایت دادند و به این ترتیب مستندی که"مهرداد اسکویی" و "بهمن کیارستمی"هر کدام دو قسمت از آن را ساخته اند، عنوان پربیننده ترین فیلم بی بی سی را به دست آورد. چه ویژگی ای باعث شده که مردم دنیا اینقدر در برابر ایران واکنش نشان دهند و ... . دو میلیارد نفر بیننده آمار کمی نیست. با مهرداد اسکویی سازنده ی دو قسمت از چهار قسمت مستند ایران در این باره صحبت کردیم و او با آرامش و شادمانی به آن ها جواب داد. 

شما مستندی درباره ی ایران ساخته اید که از شبکه ی BBC پخش شد و در صدر جدول استقبال مخاطبان قرار گرفت. این مستند، مجموعه ای به نام Spaceofiran بود، که به زبان انگلیسی برای شبکه BBC ساخته شد. یعنی به سفارش آنها بود؟       
بله، به سفارش آنها بود. این مجموعه در چهار قسمت طرح ریزی شد که قسمت اول و چهارم اش را من کارگردانی کردم و قسمت دوم و سوم آن را بهمن کیارستمی. سه هفته پیش اولین قسمت اش که راجع به ایران بود، پخش شد و اعلام کردند با 88 درصد آرا بهترین فیلم هفته شبکه BBC World news شد و نزدیک به دو میلیارد بیننده در سراسر جهان داشت. هر کدام از این قسمت ها 4 بار برای نقاط مختلف جهان در زمان های مختلف پخش می شود و موضوع آن راجع به دیدنی های ایران است؛ از فرهنگ و آداب تا موسیقی و غذاهای ایرانی و هر آن چه که بتواند هویت ایرانی را به جهان معرفی کند. فضاهای فرهنگی و دیدنی هر کدام از استان های کشور از نکته های قابل دیدن این مستند است. قسمت اول راجع به گیلان بود. قسمت دوم راجع به اصفهان. قسمت سوم آن مربوط به یزد و شیراز بود و قسمت چهارم که هفته ی آینده پخش می شود، راجع به جنوب ایران است، شهرهای هرمزگان و جزیره های کیش و قشم.
به نظر شما استقبال گسترده ای که مردم از این مستند داشتند، چه دلیلی داشت؟ ماهیت منطقه ای ایران این علاقه را به وجود آورد یا ویژگی های تصویری خاصی را مد نظر قرار دادید؟
هنگام پخش این مستند ایمیل های زیادی از سراسر دنیا برای من فرستاده شد. بعضی از این ایمیل ها را خود شبکه در اختیار من گذاشت. برنامه ای دارند به نام The Best of BBC رابطه ی بین مردم و برنامه سازهاست. من این ایمیل ها را که می خواندم، مردم کشورهای مختلف دنیا نظر دهی شان به این شکل بود که گفتند ما انتظار نداشتیم همچین مستندی را از ایران ببینیم. برایشان عجیب بود که اینقدر ایران دیدنی است و مردم اش اینقدر خونگرم هستند. می گفتند ما فکر می کردیم همه ی ایران، کویری است و اصلا فکر نمی کردند ایران حتی دریا داشته باشد. از مجری برنامه تعریف می کردند که چقدر خوب درباره تصاویر توضیح می دهد و بسیاری ابراز علاقه کرده بودند که توانسته اند اینقدر خوب با ایران ارتباط برقرار کنند. حتی خیلی ها تصمیم گرفته بودند بعد از دیدن این قسمت به ایران بیایند و به عنوان توریست همه جای ایران را بگردند. جالب این بود که اکثر ایمیل ها با این مفهوم به پایان می رسید که اکثر رسانه های دنیا ما را در در مقابل شناخت ایران گول می زنند و همیشه یک ُبعد از ایران که وجه ی سیاسی اش است را نشانمان می دهند، در حالی که زندگی به شکل خیلی خوب و سرزنده ای جریان دارد و مردمش مثل همه جای دنیا زندگی می کنند. محیط زیست، فضاهای دیدنی و مکان های باستانی آنها را شگفت زده کرده بود.
این تعاریف و تصویر ویژه که از ایران ارائه کردید، چطور با سیاست ها و خط مشی سیاسی شبکه BBC همخوانی پیدا کرد؟ آنها موافق بودند که چنین تصویری از ایران پخش شود؟
قبل از این که جواب شما را بدهم، بگویم که این فیلم به سفارش شبکه BBC World بود و هیچ ربطی به BBC فارسی ندارد. اما درباره ی سیاست ها، اصلا روند کلی کار این طور بود که آنها از من طرحی را راجع به ساخت مستند خواستند که من ارائه دادم و بعد از گذراندن مقدمات و تصویب در جلسه ی خبرنگاران خارجی، اجازه ی فیلمبرداری را دادند. این مجموعه خارج از روابط و سیاست های شبکه BBC ساخته شد و نوع سفارش این مجموعه ربطی به خط مشی شبکه در قبال مسائل سیاسی نداشت. آنها فیلمی درباره ی فرهنگ ایران می خواستند که بدون دخالت این سیاست ها، ایران را معرفی کند. غذا، در فیلم نقش محوری دارد و تاثیر پذیری محیطی راجع به هر اقلیم را با طبخ غذاهای آن منطقه معرفی کردیم. تیمی که از شبکه آمده بودند ما را همراهی می کردند و حتی خود تهیه کننده هم اذعان داشت که از این روند متعجب شده اند. چون قرار نبود هیچ خط مشی سیاسی را دنبال کنیم.
یعنی هر آن چه را که خواستید، توانستید تصویر کنید یا این که مداخله ای هم وجود داشت؟
من براساس همان طرحی که ارائه دادم، کار کردم و هیچ چیزی کم و زیاد نشد.
مسائل سیاسی پیرامون ایران و روابط دیپلماسی ای که از زمان مطرح شدن مساله هسته ای، ایران را در کانون توجه قرار داده بود، چه تاثیری بر کنجکاوی مخاطب شما برای دیدن مستند گذاشته بود؟
به هر حال ایران کنجکاوی برانگیز است. مخاطب این مستند نشسته با پیش فرض ها و کنجکاوی هایش برای دیدن این فیلم زمان گذاشته و هیچ ربطی به کیفیت بصری فیلم ندارد. حتی اعتقاد دارم این مستند هم مثل باقی آثار است. به هر حال اگر قرار بود یک فیلمساز خارجی این کار را بسازد با نگاه انتقادی و رویکرد سیاسی خودش این فیلم را می ساخت و اگر این مستند توانسته با مخاطب خودش ارتباط برقرار کند، تنها دلیل اش عکس العمل احساسی مخاطب با اثری است که در مقابل باقی آثار خارجی بدون هیچ نگاه جانبدارانه، به فرهنگ و اقلیم ایران می پردازد.
هنگام نوشتن طرح چقدر به خود مهرداد اسکویی و نگاه فیلمسازی اش توجه کردید؟ یا این که تغییری در این نگاه داشتید؟
البته تفاوت زیادی با باقی آثاری که تا الان ساخته ام، داشت. من در باقی آثارم یک شخصیت را خلق می کنم و تا آخر سعی می کنم نقطه ی تمرکزم به سمت او باشد؛ ولی این فیلم بر خلاف  فیلم های قبلی ام است؛ مجری دارد. مجری راجع به فضاهای مختلف صحبت می کند و مردم را معرفی می کند. مثل باقی آثار مستندی که از BBC World پخش می شود. این مستند هم از آن شیوه تبعیت کرده بود.
منظورم از طرح سوال قبلی این بود که چقدر با خودتان به عنوان نماینده ی ایران در معرفی کشورتان، دچار چالش شدید؟
من خیلی دلم می خواست همه ی زیبایی های ایران را نشان بدهم. از شالیزارهای زیبا تا مزارع گندم و خاویار و هر چیزی که نماد معرفی فرهنگ ایرانی است. در این فیلم از خواننده های مختلف با سبک های مختلف تصویرهایی را می بینیم. بازی یک فوتبال محلی در گیلان را می بینیم و فقط قصدم این بود که زیبایی های ایران را با شیوه ساخت مقبول آنها پرداخت کنم.
به نظر می رسد حضور شما یک شروع بود، برای حضور فیلمسازان و مستند سازان ما و ساخت آثار قابل قبولی برای تبلیغ ایران در رسانه ی معتبری همچون BBC. همچنین تاثیر حضور یک رسانه در راستای معرفی یک اقلیم کمی آدم را به تامل وا می دارد.
بیشترین آماری که برای دیده شدن یک فیلم مستند از خودم داشتم، 80 میلیون نفر بود و واقعا برای خودم هم آمار2 میلیارد نفر خیلی عجیب است و اصلا آن را تصور نمی کردم. این خیلی موضوع مهمی است. شما فکر کنید مثلا اگر خود ایران صدها میلیون خرج می کرد و چنین مستندی می ساخت، نمی توانست اینقدر مخاطب راجمع کند. یعنی اگر من همین الان بمیرم با یک افتخار و یک آرزوی دست یافتنی از این دنیا رفته ام! خارج از بحث کیفیت، نفس این عمل و این واکنش جهانی خیلی مهم است و این نشان دهنده ی اهمیت نقش رسانه در دنیا است.
حالا که بحث رسانه و اهمیت آن پیش آمد، اگر بخواهیم در مقام مقایسه بر بیاییم، شما که تجربه ای به این خوبی داشتید، رسانه های داخلی و ایرانی را در قیاس با شبکه ی BBC و نمونه های مشابه دارای چه ایرادهایی  می دانید که ما نمی توانیم این بهره برداری را از رسانه هایمان داشته باشیم؟
به نظر من ایران پتانسیل های خیلی خوب و بالقوه ای دارد که می تواند به آن سطح از بهره برداری برسد. قدمت شبکه BBC البته خیلی در مهم بودن آن تاثیر دارد و این قدمت توانسته مردم را با خودش همراه کند. یعنی اگر طبق برنامه فلان روز و فلان ساعت قرار است برنامه ای پخش شود، این دنیا است که خودش را با آنها وفق می دهد تا چیزی را از دست ندهد. تفاوت بعدی واقعا در نوع ساخت برنامه است. برنامه های ساخته شده در BBC چه از لحاظ ریتم و چه از منظر زیبایی های بصری بیشترین سعی را در جذب مخاطب دارد. مثلا آنها سعی می کنند نه تنها شما را به دیدن یک برنامه ی تفریحی تشویق کنند بلکه در پایان برنامه متوجه می شوید چقدر اطلاعات خوبی به شما ارائه می دهند. مثلا برای قسمت جنوب کشور که کار می کردم در آن زمان محدود و تعیین شده، من بیش از چند ده لوکیشن را تصویر برداری کردم و سعی کردم از آن ریتم معقول عقب نیفتد. البته زمانی هم که در اختیار داشتم کم بود، ما در یک پروسه هفت هفته ای مجبور بودیم یک برنامه 50 دقیقه ای را در اختیارشان بگذاریم که واقعا تا حالا من این فشار کاری را تجربه نکرده بودم که اگر کمی تامل کنیم می بینیم ته همه اینها یک جور حرفه ای گری وجود دارد.
بعد از همه ی این آمارها و بعد از دیده شدن این مستند، احساستان چیست؟
من هم متعجب ام و هم خوشحال از این که شما توجه نشان دادید. چون واقعا انتظارش را نداشتم. خیلی امیدوارم که باز هم از ایران سفارش های این چنینی داشته باشم و در همین سطح متوقف نشویم و امیدوارم توانسته باشم ایران را همان طور که هست به مردم دنیا نشان دهم.

عکس: فارس، حسین سلمازاده

منبع: ماهنامه نسیم | تاريخ: 1388/06/01
 | فهرست مطالب ابتدای صفحه | 
به گروه فيس بوک ما بپيونديد