روایت ناباروریِ یک زندگی
[ گفت و گو با فیما امامی و رضا دریانوش؛ درباره ی مستند جای خالی آقا یا خانم ب ]

امیر حسین ثنائی

می توانیم بگوییم ناباوری موضوع فیلم مستند "جای خالی آقا یا خانم ب" است و کارگردانانش به این بیماری پرداخته اند. اما نه، نمی توان بعد از دیدن فیلم، همه ی آن 70 دقیقه ی پر از نگرانی، دلسوزی، تعلیق، عصبانیت و ... را فقط در یک کلمه ی ناباروری خلاصه کرد. در سالن تاریک سینما نشسته اید و یکمرتبه می بینید زوج فیلمساز به بهانه ی همین یک کلمه دستتان را گرفته اند و برده اند در میان یک زوج دیگر، در دل یک زندگی، که به بهانه ی همان یک کلمه، ناباروری، در حال نابودی است و ... مستند "جای خالی آقا یا خانم ب" در سومین جشنواره ی سینما حقیقت، برنده ی بهترین فیلم مستند بلند و در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از آن خود کرد.

قبل از شروع ساخت فیلم، چقدر با موضوع ناباروری آشنایی داشتید؟
امامی: راستش تقریبا اطلاعاتی نداشتم. اتفاقا وقتی سمت ساخت مستندی می روم که اطلاعی درباره ی موضوعش ندارم، برایم جذاب تر است. مثل این که وارد یک جهان نو می شوم که خیلی ناشناخته است.
پس این آشنایی و فکر انتخاب این موضوع برای ساخت فیلم از کجا شروع شده؟
امامی: پژوهشگاه ابن سینا با مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ارتباط کاری داشتند. دو سه بار در این زمینه برای ساخت فیلم به من پیشنهاد شده بود، که شرایط تولیدش در آن زمان فراهم نشد. وقتی دوباره قرار شد درباره ی این موضوع کار کنیم، رفتم و آن فضا را دیدم، برایم خیلی عجیب به نظر رسید. همیشه فکر می کردم که ناباروری صرفا یک بیماری است. در حد این که مثلا حالا یکی بچه دارد یا ندارد. اما در طول این پروسه متوجه شدم که تبعات اجتماعی بسیاری دارد که شامل هر طبقه ای می شود، و هیچ ربطی هم به جایگاه اجتماعی ندارد. اتفاقی که اختلال وحشتناکی را در زندگی اجتماعی زوج ها به وجود می آورد.
موضوع ناباروری بسیار گسترده است، می شد آن را از منظر های مختلفی دید و روایت کرد، اما شما این موضوع را درون یک خانواده جست و جو می کنید. چرا؟
امامی: من صرفا فکر می کردم با یک بیماری روبروام. ببینید، وقتی کسی سرطان دارد، خانواده و یا اجتماع با آن بیمار همراهی می کند. اما ناباروری در یک زوج مشکلات بسیاری را به وجود می آورد که مهمترین تاثیرش را روی خانواده می گذارد. از هم گسیختگی ای که به وجود می آورد تنها یکی از تبعاتش است. طلاق ساده ترین راهی است که در این مواقع پیشنهاد می شود. بسیاری از افراد دچار افسردگی های شدیدی می شوند. ممکن است یک زندگی را به صورت کامل از بین ببرد. این بیماری است که صرفا با یک درمان حل نمی شود و خانواده ها را هم تحت الشعاع قرار می دهد. خانواده هم روی اجتماع تاثیر می گذارد. ما به سفارش مرکز گسترش و پژوهشگاه ابن سینا قرار بود فیلمی برای سمینار بیمه و ناباروی بسازیم. در حین ساخت آن فیلم، اصرار داشتیم که با خود خانواده ها هم صحبت کنیم. احساس کردیم که از طریق گفت و گو با پزشکان نمی توانیم به صورت کامل این فضا را بشناسیم. آن چیزی که برایمان مهم بود آن زوجی بود که برای این مشکل در عذاب بودند.
دریانوش: در پژوهشگاه، صرفا به درمان نپرداخته بودند. درباره ی ناباروری و حوزه های پیرامونش تحقیق مفصلی انجام شده بود؛ مثلا بررسی آسیب های اجتماعی، مسائل شرعی این موضوع، بحث های روانشناسی و ... . این مسئله برای ما به عنوان فیلمساز امکان خوبی بود. به ما کمک کرد تا با شناخت خیلی خوبی نسبت به موضوع کار را شروع کنیم، و عینیت ها را در این روابط پیدا کنیم. به این شکل چیزهایی را که تئوری بودند و یا آمارها و ... را که روی کاغذ بودند به این شکل در خانواده ای جست و جو می کردیم که درگیر این ماجرا بودند.
این زوج را چطور پیدا کردید؟
امامی: به واسطه ی فیلم اول که درباره ی بیمه و ناباروری بود با خانواده های زیادی صحبت کردیم. یک روز هم اعلام کردیم که اگر کسی می خواهد، بیاید و در این رابطه صحبت کند. اولین کسی که آمد، "ولی" بود. آمد و گفت اگر خانم من این بار بچه دار نشود، طلاقش می دهم. در صورتی "ولی" این حرف را به این صراحت می زد که خیلی ها ی یا با چشم گریان این حرف ها را می زنند یا به خاطر فشارهای مختلف اجتماعی و ... پنهان می کنند. ارتباط ما از این جا آغاز شد. "ولی" و "خدیجه" نمونه ی خوبی از یک زوج نابارور بودند که زندگی شان در حال نابودی و از بین رفتن بود.
دریانوش: ناباروری متاسفانه جاهایی یک انگ است. مشکلات اجتماعی بسیاری دارد، که متاسفانه بسیاری از آنها دیده نمی شوند. اما مفهومش این نیست که وجود ندارند. از طرفی سفارش دهنده می خواست این مسئله را با دولت مطرح کند که ناباروری قابل درمان است، اما هزینه ی بالایی دارد و این هزینه شامل بیمه هم نمی شود. چون به عنوان یک بیماری شناخته نمی شود. که خود همین مسئله هم، به خصوص برای قشر ضعیف مشکل مضاعفی را به وجود می آورد. حالا تمام این فشارها و مشکلات را در نظر بگیرید برای یک خانواده ای که در روستا زندگی می کنند و ... . اینها دلایلی بود که در همان برخورد ابتدایی و با رک بودن و راحت بودن ولی و همسرش در مقابل دوربین، بخواهیم انتخابشان کنیم.
خدیجه چطور؟ او هم از اول همین قدر با دوربین راحت بود؟
امامی: خدیجه کمی سخت تر پیش رفت. مثلا روزهای اول هیچ حرفی از مشکلاتش با ولی نمی زد. و می گفت ما رابطه خیلی خوبی داریم، همدیگر را دوست داریم و ... از این حرف ها. بعد که کمی جلوتر رفتیم دیگر با هم دوست و صمیمی شدیم. البته ولی هم یکسری پنهان کاری هایی داشت، آن هم دیگر بر عهده ی ما بود که بخواهیم آنها را هم کشف کنیم.
دریانوش: ما خودمان هم به عنوان فیلمساز دائم با موضوع جلو می رفتیم و اطلاعاتمان را با تماشاگر در میان می گذاشتیم. ما سئوالاتی را مطرح می کردیم که ما را به کشفی نو می رساند. هیچ چیزی را از خودمان اضافه نکردیم.
امامی: فقط در یک جا از خدیجه، ولی و تماشاگر جلو بودیم. آن هم لحظه ای بود که می دانستیم جواب آزمایش مثبت است. خیلی از لحظات مستند اتفاقی بود و ما خودمان هم نمی دانستیم که چه اتفاقی خواهد افتاد.
این که خدیجه مشکل ندارد را چطور، می دانستید؟
امامی: نه، نمی دانستیم. ما پرونده را به صورت کامل نخوانده بودیم، چون بخشی از آن محرمانه بود و بحث اخلاق پزشکی مطرح بود.
خود خدیجه چطور؟
امامی: او هم آن قدر ولی تکرار کرده بود که مشکل از توست، مثل ما باور کرده بود. دیگر همه فکر می کردند که مشکل از خدیجه است؛ و این نقابی بود برای ولی که هر کاری دلش می خواهد بکند.
هیچ صحنه ای را بازسازی نکردید؟
امامی: تنها جایی که بازسازی است، صحنه ابتدایی فیلم است. که آن هم بر اساس واقعیت است. چون ما در مقطعی وارد زندگی "ولی" و "خدیجه" شده بودیم که آن اتفاق افتاده بود. این صحنه هم به ما برای شروع فیلم بسیار کمک می کرد.
زوج بودن خود شما و این که به جز خودتان فرد دیگری هم سر صحنه حضور نداشته، به شکل گیری این ارتباط کمک کرده، شاید هر کدامتان اگر تنها بودید، یکی از سوژه ها از دست می رفت.
امامی: دقیقا؛ من که به شخصه به هیچ عنوان نمی تواستم با ولی ارتباط برقرار کنم. برایم خیلی سخت بود.
دریانوش: طبیتا اگر زوج نبودیم فیلم به یک شکل دیگر بود. یک چیزی که در این فیلم نمی شود انکارش کرد، همین است. حضور دو فیلمساز مستند که زوج هم هستند. برای خود ما تجربه ی خیلی خوبی بود. البته این طوری هم نبود که همه چیز خیلی خوب پیش رفته باشد. یک جاهایی اختلاف نظر و سلیقه هم داشتیم. من دوست داشتم از یک جهت نزدیک شوم و خانم امامی هم می خواست جور دیگری ببیند. اما بحث می کردیم تا به یک نقطه ی مشترک برسیم. مثل استفاده از ساختار دوربین روی دست که پیشنهاد خانم امامی بود.
و اتفاقا این مسئله به فیلم خیلی کمک کرده است.
دریانوش: من درواقع بیشتر وقتم صرف فیلمبرداری شده و فیلمبردارم. حالا چند سال هم هست که با همکاری خانم امامی کارگردانی هم می کنیم. منظورم این است که این فیلم از این منظر برایم تجربه ی خیلی خوب و سختی بود. خودتان می دانید که دوربین روی دست آن هم با دوربین 170 که تکیه گاهی ندارد و از استدی کم هم نمی خواستیم استفاده کنیم چقدر سخت و مشکل بود. حالا در این بین من باید حواسم به همه چیز باشد، از صدا، قاب، سئوال ها، نور و ... . تمام سعی ام را کردم که از نور طبیعی بهترین استفاده را بکنم، که می دانید در دیجیتال چقدر مشکل است. مثلا این که بخواهید بین نور مهتابی اتاق با نور تنگستن حال خانه بالانس به وجود بیاورید. در شرایطی که شما نمی توانید از وایت بالانس به طور معمول استفاده کنید. تجربه های فیلمبردار بودن من این جاها خیلی کمک کرد.
چقدر زمان صرف ساخت فیلم شده است؟
دریانوش: در حدود 13 ماه به صورت پراکنده درگیر این پروژه بودیم. یعنی از آبان سال گذشته تا اواخر آذر ماه امسال که از تولد بچه تصویر گرفتیم و آن را به فیلم اضافه کردیم.
امامی: "ولی" و "خدیجه" ساکن روستایی از توابع خنداب استان مرکزی بودند که با تهران حدود 500 کیلومتر فاصله دارد. نزدیک ده روز همان جا ماندیم. اما به خاطر بد بودن و سردی بیش از اندازه ی هوا بیشتر رفت و آمد می کردیم تا این که بخواهیم بمانیم. مدتی هم که برای درمان به تهران می آمدند، پیش ما بودند و به همین شکل کار به جلو می رفت.
دریانوش: من فقط می خواهم در پایان صحبت مان از آقای آفریده، دکتر آخوندی، دکتر دانشمند، دکتر رضایی و تمام کسانی که در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و پژوهشگاه ابن سینا در ساخت این فیلم به ما کمک کردند و همراهمان بودند تشکر کنم.

جای خالی ِ آقا یا خانم ب
کارگردانان: فیما امامی، رضا دریانوش، پژوهشگر: فیما امامی، تصویربرداران: امامی، دریانوش، صداگذار: بهروز شهامت، تهیه کننده: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، 1388.

 

منبع: رای ُبن مستند | تاريخ: 1388/12/02
 | فهرست مطالب ابتدای صفحه | 
به گروه فيس بوک ما بپيونديد