خاطرات تصویری نیاکان ما

[ مهدی اسدی؛ کارگردان فیلم مستند بوم های سنگی ]

مستند"بوم های سنگی"به کارگردانی"مهدی اسدی"در جشن خانه ی سینما نامزد دریافت چهار جایزه ی بهترین فیلم، بهترین تصویربرداری، بهترین تدوین، بهترین صدا و در دومین جشنواره ی بین المللی سینما حقیقت نامزد بهترین تصویربرداری و بهترین تدوین، برنده ی تندیس زرین بهترین تدوین از جشنواره فیلم کوتاه تهران، برنده ی تندیس زرین بهترین فیلم چشم انداز زیبای سرزمین من از جشنواره فیلم کوتاه تهران و برنده دیپلم افتخار از جشنواره ی فیلم رشد شده است. یادداشت زیر روایت تجربه ی ساخت این فیلم است:
چهار سال پیش در سفری به شهرخمین، سرزمین اجدادیم، به کتابی برخوردم به نام"موزه هایی در باد"؛ دکتر "فرهادی"مولف کتاب در حجمی وسیع و با عکس هایی بسیار به معرفی نقوش حکاکی شده بر سنگ در پیرامون شهر خمین پرداخته بود. در بازگشت به تهران با جستجوی بسیار نسخه ای از کتاب را تهیه کردم که مدت های مدید کتاب بالینی ام شد؛ من در میان نقش های کتاب و توصیف ها و گمانه زنی های دکتر فرهادی سفری خیال انگیز را آغاز نمودم. با سفرهای متعددی به شهر خمین به مکان های اشاره شده رفتم و از نزدیک نقوش را دیدم و از آنها عکاسی نمودم. به تدریج در جستجوهایم به نقاطی و نقوشی رسیدم که دکتر فرهادی نیز از آنها بی خبر بود. در ورز دادن های ذهنی موضوع، در نظر داشتم که با ادبیات و نگاهی متفاوت با این سنگ نگاره های تاریخی برخورد کنم. در همین ایام با دکتر جلال الدین رفیع فر مولف کتاب"سنگ نگاره های ارسباران"دیدار کردم؛ که نقطه نظراتی کاملا متفاوت با دکتر فرهادی داشت؛ در سفری به مشهد هم با دکتر رجبعلی لباف خانیکی، باستان شناس مشهور ملاقات کردم و او نیز دیدگاهی متفاوت با دکتر فرهادی و دکتر رفیع فر داشت. در دیدار با دکتر بیگلری مدیر بخش پارینه سنگی موزه ایران باستان و بعد از مطالعه منابع اندک پیرامون این موضوع  و مصاحبت با مولفان کتب مورد نظر دریافتم که در قالب کنونی اختلاف نظر عمیق بین علمای قوم باستان شناسی و مردم شناسی  مرا به جایی رهنمون نمی کند. برخی از آنان این نقوش را حامل مفاهیم جادوگرانه مربوط به شکار در اواخر دوران پارینه سنگی می دانستند و برخی دیگر نشانه های تعیین قلمرو از طرف اقوام کوچر و برخی دیگر حاصل لحظه های تنهایی  و ذوق ورزی چوپانان و یا کتیرا زنان و ... . پس، از حاصل پژوهش هایم آن چه می پسندیدم در کوله بارم نهادم و سفر را آغاز کردم به اعماق تاریخ.
مقدمه و موخره ی فیلم بر جستجو استوار است. مرد شکارگر فیلم من به تاسی از مردان نقوش صخره ای صورت ندارد و در همفکری با تصویربردار فیلم، مهدی گنجی، بهترین روش برای رسیدن به این بی صورتی را در استفاده از لنز ماکرو یافتیم. به موازات بیان چگونگی پدید آمدن نقوش صخره ای و سرگذشت انسان در اواخر دوره شکار و پدید آمدن اولین روستاها به پیدایش شهر خمین نیز اشاره می شود. در کتاب تاریخ قم، آمده که شهربانو دختر موبد موبدان شهر خمین را بنا نهاد. برای من نقوش صخره ای بوم های سنگی برگ های پراکنده دفتر خاطرات مردمانی است در پهنه وسیع کوهساران و تپه زارهایی که امروز تهی و خالی می نمایند. شهربانوی قصه نیز صورت ندارد؛ در دل صخره ها به برآمدگی برخورد کردیم که تنها از یک زاویه کاملا خاص شاهزاده ای با شکوه و اساطیری می نمود؛ او شهربانوی قصه ما شد. متن پالوده فیلم حاصل سخت گیری پدرانه منوچهر انور است و لذت دیدار با منوچهر انور حاصل لطف فرشاد فداییان. یاری گشاده دستانه ی محمد ناصری فرد پژوهشگر محلی در مکان یابی نقوش و محمد علی نظری در تامین بخشی از هزینه تولید فیلم. بوم های سنگی خاطرات تلخ و شیرین بسیاری را از سر گذراند. تصویب طرح بعد از یک سال در حوزه هنری، تغییر مدیران، بررسی مجدد طرح در مدت سه ماه و رد شدن طرح. خیانت در امانت دوست نمایی که وعده تصویب طرح را داد و بعد از دل طرح و مطالعات صورت گرفته در پیرامون آن، مجمو عه ای برای خود تصویب کرد که اندکی بعد از شبکه چهار پخش شد. بگذریم. سینمای مستند را بیش از سینمای داستانی دوست دارم؛ ریشه ی این علاقه در امکاناتی است که در اختیارم می گذارد؛ گروهی جمع و جور و انعطاف پذیر و کار آمد. تن دادن به نظمی آهنین در تولید مضطربم می کند و گاه دچار این وسوسه که کمتر سختگیری کنم. در سینمای مستند احساس آزادگی ای می کنم که نمی توانم در سینمای قصه گو تصورش کنم. به این که مد روز چیست چندان توجهی ندارم و تمرین کرده ام در حد سواد بصریم فیلم خوبی بسازم. اعتراف می کنم که از گرفتن جایزه خوشحال و گاه هیجان زده می شوم؛ اما صادقانه بگویم تمرین کرده ام که از نگرفتن جایزه ناراحت نشوم. آرزو داشتم گاه در فضاهایی غیر رقابتی به تماشای فیلم های مستند می نشستیم، به دلایلی بسیار. فیلم مستند بوم های سنگی دعوتی برای تماشاست؛ تماشای نقوشی که در ظاهر ساده و ابتدایی می نمایند اما در پس خود قصه های نامکشوف بسیار دارند. آنان شاید خاطرات تصویری نیاکان ما هستند ... .

این یادداشت ابتدا در نشریه روزانه ی جشنواره ی فیلم فجر منتشر شده است.

 

منبع: رای بُن مستند | تاريخ: 1387/11/16
 | فهرست مطالب ابتدای صفحه | 
به گروه فيس بوک ما بپيونديد