فضای خصوصی و عمومی
بخشی از کتاب "مصاحبه در فیلم مستند"

[ روبرت صافاریان ]

آدم ها چه اندازه سفره ی دل شان را برای دیگران می گشایند؟چرا؟
چه بسیار می شنویم که مستندسازان گله می کنند که فلان کس جلوی دوربین خودش نبود، که ما ایرانی ها باز نیستیم و تمام مکنونات خود را جلوی دوربین بیان نمی کنیم. و چنان در این باره سخن می گویند که گویی این امری غیر طبیعی است.
واقعیت این است که حضور جلوی دوربین، یک حضور اجتماعی است. وقتی با کسی صحبت می کنید، او ممکن است به شما اعتماد کند و درباره ی مسائل خصوصی زندگی اش با شما حرف بزند. از شکست های عشقی خود، فقر دوران کودکی، از رابطه ی عشق و نفرت خود با خانواده اش و از احساسات واقعی خود درباره ی آدم های دوروبرش بگوید. امّا وقتی جلوی دوربین می آید، دیگر حاضر نیست درباره ی این موضوع ها حرف بزند، و یا بسیار سربسته و با احتیاط حرف می زند، نه آن طور که لحظاتی پیش با شما حرف می زد.

با روشن شدن دوربین چه اتفاقی می افتد؟ دست کم دو اتفاق:
یک: به محض روشن شدن دوربین مخاطب او دیگر فقط شما نیستید. گویی در یک آن هزاران نفر از دریچه ی لنز دوربین او را تماشا می کنند و با واسطه ی میکروفون آن به او گوش سپرده اند. ناگهان فضای خصوصی مکالمه ی دو نفره بدل می شود به فضایی عمومی شبیه سالن کنفرانس یا سخنرانی، هرچند در آن لحظه کسی جز شما به حرف های او گوش نمی دهد. این امر – فاصله ی زمانی میان لحظه ی سخن گفتن و حضور واقعی مخاطب - به نوبه ی خود بر حضور فرد جلوی دوربین موثر است. در عین حال که او در فضای عمومی قرار گرفته است، امّا این یک فضای عمومی با تاخیر است. یعنی بین لحظه ای که او با انبوه مخاطبانش سخن می گوید و لحظه ای که مخاطبانش سخنان او را می شنوند، فاصله ی زمانی نامشخصی وجود دارد که گاه می تواند بی نهایت باشد، یعنی هرگز کسی به حرف های او گوش نکند. به هر رو، این امر باعث می شود او نتواند بازتاب سخنان خود در میان مخاطبان را بسنجد و با توجه به واکنش آنها به سخنان خود ادامه دهد. این امر یک جور احساس عدم امنیت پدید می آورد.
این موقعیت یک جور حضور شبح گون یا حضور و عدم حضور همزمان است. فضا عمومی است، امّا نوع خاصی از فضای عمومی. یک جور فضای عمومی یک طرفه و با تاخیر و بالقوه، که می تواند هرگز بالفعل نشود.
ویژگی دیگر حرف زدن جلوی دوربین این است که حرف های شما ضبط می شود. به این ترتیب این فضای عمومی خطرناکتر است از یک سخنرانی برای نمونه و به چاپ مقاله در روزنامه یا نوشتن کتاب می ماند. حرف شما و چهره ی شما ثبت می شود و در صورت لزوم می توان به آن مراجعه کرد و حتی اگر آدم خودش فراموش کند که چه گفته است، گفته اش آنجا در قالب نوار یا فایل دیجیتال وجود دارد و ممکن است زمانی از آن علیه او استفاده شود. به جا گذاشتن این گونه مدرک غیرقابل انکار به راستی گوینده را نسبت به آن چه می خواهد بگوید محتاط می کند.
انسان موجودی اجتماعی است، یعنی تداوم حیات او در گرو مناسبات پیچیده ای با افراد دیگر، سازمان ها و نهادهای گوناگون و گروه های مختلف از آدم هاست. طبیعتاً او در هر یک از اینها حضور متفاوتی دارد. شما در خانواده همان طور رفتار نمی کنید و حرف نمی زنید که در جمع دوستان و در جمع دوستان همان نیستید که در محیط کار. در محیط کار نیز در مناسبات خود با کارمندان خود، با همرده های خود و با نمایندگان شرکت ها و موسسات دیگر به یکسان صحبت نمی کنید. حوزه ی موضوعاتی که درباره ی آنها سخن می گویید متفاوت است، دانسته هایی که درباره ی آنها سکوت می کنید و آنها که راجع بهشان حرف می زنید فرق می کنند، رفتار شما و میزان رسمیت و آداب معاشرت شما با آنها فرق می کند و حتی زبانی که در این حوزه های گوناگون به کار می برید متفاوت است. بنابراین انسان در حوزه های اجتماعی گوناگون چهره های متفاوتی از خود به نمایش می گذارد.
علاوه بر این، هر آدمی از نظر بیولوژیک موجودی منحصر به فرد و تنهاست. کافی است هر کس به خود رجوع کند و ببیند در طول روز چه اندیشه ها و تصویرهایی به ذهن او می آیند که درباره شان با هیچ کس، حتی نزدیکترین آدم ها، حرف نمی زند. به سبب این که نمی خواهد دیگران از وجود چنین چیزهایی در ذهنش آگاه شوند، یا صرفاً به این دلیل که زمان و فرصت حرف زدن درباره ی آنها را پیدا نمی کند و آنها به سرعت از ذهنش محو می شوند. امّا فارغ از این مسئله ی آخر، هر یک از ما، به طور غریزی مرتب سخنان خود را در حوزه های اجتماعی مختلف از صافی های گوناگون می گذرانیم و حضورهای اجتماعی گوناگونی داریم که با هم و همه شان با آنچه که در تنهایی و خلوت یا حتی در همان لحظه سخن گفتن در ذهن ما می گذرد، فرق دارند.
انسان موجودی است که مرتب خود را با محیط اجتماعی اش هماهنگ می کند و در بازی پیچیده ای شرکت می کند که تصمیم گیری درباره ی چه گفتن و گفتن یا نگفتن، یکی از ضامن های موفقیت او رسیدن به اهداف اجتماعی اش است. بنابراین نه تنها نباید از این امر تعجب کرد که چرا کسی جلوی دوربین همان طور ظاهر نمی شود که در مکالمه ی خصوصی دونفره یا در خلوت و تنهایی خود، بلکه باید این را امری کاملاً طبیعی تلقی کرد.
در مورد افتراقی که بین حضور انسان جلوی دوربین و در اجتماع و در خلوت و تنهایی اش یا در مناسبات بسیار صمیمانه وجود دارد، می توان این پرسش را هم مطرح کرد که خودِ واقعیِ فرد کدام است؟ واقعیتِ فردِ انسانی مجموعه ی حضورهای اجتماعی اوست یا آن چه در ذهنش می گذرد و ممکن است هرگز در بیرون از وجود او تحقق پیدا نکند. تصور عمومی بر این است که خود واقعی اندیشه ها و احساسات و تصویرهایی هستند که در تنهایی در ذهن انسان حضور پیدا می کنند، امّا وقتی بخش اعظم زندگی اجتماعی آدم در موقعیت های اجتماعی می گذرد و در حضور دیگران، آیا منطقی است همه ی اینها را عَرَضی و بیرونی و چیزی بیگانه با شخصیت حقیقی فرد بدانیم و تنها افکار تنهایی و زندگی روانی درونی او را حقیقت وجودش تلقی کنیم؟ و از جمله حضور اجتماعی او جلوی دوربین را چیزی خلافِ خود حقیقی او بدانیم؟
به عبارت دیگر، موضوع تناقض بین وجه ی اجتماعی و وجه ی انفرادی وجود انسان است از یک سو و تناقض میان موقعیت های اجتماعی گوناگونی که انسان در آنها حضور پیدا می کند. در یک بُعد انسان موضوع بررسی های روانشناختی است و در بُعد دیگر، موضوع بررسی های جامعه شناختی.
در بُعد روانشناختی با مسئله ی هویت فرد انسان طرف هستیم و این که خودِ واقعی او چیست. و این که در مانور پیچیده ای که انسان در حوزه های گوناگون می دهد و از یک هویت به هویت دیگر و یک چهره به چهره دیگر سوئیچ می کند، بر خودِ واقعی او چه می گذرد. این امر در برخورد با هر آدمی که می تواند موضوع فیلم مستند ما یا مصاحبه شونده ما باشد صدق می کند و می تواند کم یا بیش کاویده شود. خود این مهارت مانور نیازمند هوش سرشار است و آدم های مختلف به مقدار متفاوتی از آن بهره مندند و خود می تواند تبدیل به موضوع فیلم شود یا به جذابیت فیلم یا مصاحبه کمک کند.
در بعد اجتماعی، این پرسش مطرح است که چرا اجتماع به طور کلی و گروه های اجتماعی مختلف به طور خاص به کمک قوانین و قواعد و مقررات نوشته یا نانوشته یا به کمک تابوها و ارزش ها و ... فرد را از نیازهای بیولوژیک و حضور اگر نه کاملاً عیان بلکه حتی الامکان نزدیک به آن چه در روان فردی اش می گذرد، باز می دارند.
این که یک فرد در حضورهای اجتماعی خود و جلوی دوربین چقدر پنهانکاری میکند و چقدر به وجودِ واقعی یا خود حقیقی اش نزدیک است، بسته به عوامل متعددی دارد.

(این نوشته بخشی از کتاب "مصاحبه در فیلم مستند" است که به زودی توسط نشر ساقی منتشر خواهد شد.)
عکس: ارول موریس

در همین زمینه:
کارآگاه
چرا با من مصاحبه می کنید؟
هیچ وقت از سوژه تان چسبیده به دیوار فیلم نگیرید

 

منبع: رای ُبن مستند | تاريخ: 1389/06/31
 | فهرست مطالب ابتدای صفحه | 
به گروه فيس بوک ما بپيونديد